ساختمان اتحادیه

هیئت مدیره دوره چهارم اتحادیه صنف ساعت در اسفند ماه 1387 به تعهد اصلی خود که تخریب ساختمان قدیمی اتحادیه و بازسازی آن بوده اقدام و بعد از انجام مراحل اداری به صورت کاملا هماهنگ شروع به جمع آوری مبالغ اهدائی از خیرین صنف نموده و پس از جمع آوری نیمی از مبلغ مورد نیاز شروع به تخریب ساختمان قدیمی اتحادیه نمودند و با دریافت مجوز از شهرداری طی 1 سال و 6 ماه که از قبل قول تکمیل آن را داده بودنددر مرداد ماه 1389 ساختمان را در  طبقه که شامل 1 طبقه به عنوان زیرزمین  ـ  1 طبقه به عنوان پارکینگ و 4 طبقه به عنوان اداری به کار خود پایان داده و ساختمان جدید اتحادیه را بهره برداری نمودند .

آرزوي داشتن ساعت اُمگا در کودکي

جمع آوري برندهاي معتبر دنياي ساعت مي تواند کار و تفريح جذاب و البته پرهزينه اي باشد. در روزهاي اخير متوجه شديم يکي از ايرانيان مقيم آمريکا کلکسيون گرانبهايي از ساعت هاي «اُمگا» را جمع آوري کرده است. با زحمت فراوان، وي را پيدا کرديم که ماحصل اين گفت وگوي کوتاه، اما جذاب را در ادامه مي خوانيد.

  درابتدا خودتان را برای خوانندگان «عصر زمان» معرفی کنید؟

سلام به همه دوستداران ساعت در دنیا به ویژه درکشورعزیزمان ایران. من «جک خرسندی»هستم. درسال 1962 درتهران به دنیا آمدم و درسال 1978 برای ادامه تحصیل، به آمریکا رفتم.

 

  ازچه زمانی وارد دنیای ساعت شدید؟

داستان ساعت بازی من ازآن جایی آغازشد که وقتی 13 یا 14ساله بودم، به خانه مادربزرگم که درخیابان کاخ(فلسطین کنونی) بود می رفتم. نزدیک خیابان کاخ خیابان نادری (جمهوری اسلامی کنونی) و شاه رضا(انقلاب اسلامی کنونی) بود که دراطراف آن  تعدادی ساعت فروشی وجود داشت. دراین مغازه ها ساعت های سوئیسی و به ویژه ساعت های اُمگا می فروختند. من هم هروقت
می خواستم به مغازه پدربزرگم که نزدیک آن خیابان بود بروم، باید ازاین محل رد می شدم. بنابراین به طورطبیعی پشت شیشه مغازه ها می ایستادم و ساعت ها را نگاه می کردم. گاهی این کارساعت ها طول می کشید و حتی گاهی هم پا را فراترمی گذاشتم و داخل مغازه    می شدم و قیمت ساعت ها راهم می پرسیدم. طوری شده بود که دیگر وقتی وارد مغازه ها می شدم، بیرونم می کردند و می-گفتند:«بچه پررو تو دوباره اومدی» تا اینکه بزرگ شدم و برای ادامه تحصیل به آمریکا آمدم. درسال 1988 بود، چون «اُمگا» برند شناخته شده ای درایران بود و برایم داشتن ساعت اُمگا یک آرزو شده بود، این گونه شد که به دنبال خواسته های بچگی ام رفتم. هرچه بیشتر
می گذشت، کلکسیون های بیشتری جمع می کردم. انواع ساعت های جیبی، دیواری، مچی و... می خریدم. تااینکه به یکباره با تعداد زیادی ساعت مواجه شدم. این گونه شد که تصمیم گرفتم ساعت ها را درمعرض دیدعموم قراردهم تا دیگران نیز ازدیدن این ساعت ها لذت ببرند.

 

  به کدام یک از ساعت های تان علاقه بیشتری دارید؟

حدود15سال پیش متوجه شدم که پدربزرگم یک ساعت «کانستلیشن» «Constellation» داشته است. این ساعت را از وی گرفتم. این، یکی ازساعت هایی است که هرروز دستم می کنم و یک خاطره بسیارخوب از پدربزرگم است.

 

  با موزه ها نیز همکاری دارید؟

گاهی موزه ها برنامه هایی دارند که می آیند و ازما ساعت قرض می کنند تا به مردم نشان دهند.

 

  این مصاحبه توسط جناب آقای  مرتضی همدانی ریاست انجمن مجموعه داران ساعت ایران ترتیب داده شده است و اختصاصی ماهنامه عصر زمان می باشد. بدینوسیله از زحمات ایشان کمال تشکر را داریم.

 

درباره ما

از سال  1345  اتحادیه ساعت و طلا به طور مشترک و تحت پوشش یک اتحادیه با نام اتحادیه صنف سازندگان و فروشندگان طلا و جواهر و ساعت و نقره مشغول به فعالیت گردید ولی در تاریخ 23 / 02 / 1371 جلسه ای برای تفکیک این دو اتحادیه برگزار گردید و رسته سازندگان و فروشندگان ساعت بر اساس مصوبه کمیسیون هیئت عالی نظارت از رسته های مورد عمل اتحادیه صنف طلا، جواهر و نقره منفک و تحت اتحادیه مستقل با نام اتحادیه سازندگان و فروشندگان ساعت تشکیل و رسماً شروع به کار نمود